تبليغاتX
خزعبلات من و خودم
واقعا ارزششو داره؟ آها...باشه...بهش فکر نکن...اوهوم...معلومه که بهترین راهه

 

Immortal Love

 


Looking deep into your eyes
no better place to hide
when i'm scared and i'm weak
you can help me before i bleed

you can help me forget the pain
that i feel deep inside
let me shed these tears
let me just be with you

you're my saviour again
you are my angel

my blood runs in you
your blood runs in my veins
we love this kind of immortal love

open up the scars
and give your blood
i will give you mine
i think it's what unites

this is all i believe
you're the one i trust
i believe in our love
and i always will

 

تولدت مبارک عزیزم . . عزیز دلم همیشه یادت باشه که خون ما در رگهای همدیگه ست و این گونه عشقمون جاودانه . .

 

 

 


+ نگاشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 12:59  توسط coldplaying | 
 

زیبا ترین رقص ,

    رقصِ مرگِ برگ هاست . .

 

 

به هر شکلی ,

          و هر جائی

 

 

فرقی نمی کند

          از چه درختی

                  بر چه زمینی

 

 

هزاران

    میلیون ها

         میلیارد ها

                     برگ

 

 

هزاران

   میلیون ها

        میلیاردها

                  مرگ . .

 

 

یکی بعد از دیگری

       دیگری بعد از دیگری

                       می افتند و

                              می افتند و

                                      می افتند و

 

 

 می افتیم . .

 

 

 

 

" Velvet Thornes "

 

Artist: Katatonia

Album: Dance of December Souls

Year: 1993

 

 

 


Ten Strings of Darkness on a Violin Sad
I watch the Mountains where the Frost begins
The Northern Storm is Guiding me
To the Forest

Silently the Nightbirds fly
Their last scream my eternal Dirge
Under the Fullmoon a Funeral
In the Forest

Still I walk with open wounds but the Third is now
rising
Through the ashes of a Dying Love a new soul is born
I watch the feathers like Snow in the Winter
The Angels that fell, splendid to rape

Tall are the shadows that dance before me
as they
Shows the way to the Dawn
An Autumn forest that never reach
Condemned to Sorrow

Chasing the Wind / Like a Spirit fly
Through the Autumn trees / Towards the Sky
Hoofs are pounding / In the clouds above
The Chariot of Sorrow / Watch me die
Hear the Violin / So sad and blackened
Like a Breeze / The songs of Drynhwyl
Chasing the wind / Like my spirit die
Dreaming of the Queen / The queen of roses

Now they die, Pure Sorrow flow
My Souls Funeral, Too close to the End
Now they Die, Purest blood pours
Forever Die, but I must...

I must Die
Through the Sky
And the Forest

Follow the Wind, go North my Child
to the purest of Winters
Go to the Forest that never Ends
There you'll find your fate

And to the North I rode, on the coldest of winds
I watched the Mountains where the frost begun
Where no Angels ever dare to tread
Where Death is all mine

At last I found the Throne of Bereavement
Grim and bleak raised to the Sky
The Velvet Thorns of Drynhwyl are mine
and so are death and sadness

See...
My final Sacrfice
In the trees you will hear my voice
ever calling ever falling

Ten Strings of Darkness on a Violin Sad
Flowing tunes on Autumn Funeral
Ashes spread in the Northern Storm


 

 

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 1:45  توسط coldplaying | 

 

می دانی, این روزها زیاد شنیده ام که " میزانتروپ!"

 

و انگار هیچ کس نمی فهمد که میزانتروپ یعنی "انسان"گریز!

و هیچ کس نمی فهمد که من گریزانم, اما نه از انسان . . .

 که من گریزانم از نا انسان .

 

که انگار کسی نمی فهمد;

که "یافت می نشود, گشته ایم ما"

 

 

+ نگاشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 2:0  توسط coldplaying | 
 

Happy Birthday the Crazy Beautiful Spirit, the One Thom, You ARE the Fuccking One

 

 

 

 

Subterranian Homesick Alien

 

 

The breath of the morning
I keep forgetting
The smell of the warm summer air

I live in a town
Where you can't smell a thing
You watch your feet
For cracks in the pavement

Up above
Aliens hover
Making home movies
For the folks back home

Of all these weird creatures
Who lock up their spirits
Drill holes in themselves
And live for their secrets

They're all uptight
Uptight.. [x7]

I wish that they'd swoop down in a country lane
Late at night when I'm driving
Take me on board their beautiful ship
Show me the world as I'd love to see it

I'd tell all my friends
But they'd never believe
They'd think that I'd finally lost it completely

I'd show them the stars
And the meaning of life
They'd shut me away
But I'd be all right
All right..

I'm just uptight
Uptight ..

 

 

 

Artist: Radiohead

Album: OK Computer

Year: 1998

 

 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 1:48  توسط coldplaying | 

 

 

ATTITUDE

 

.

 

.

 

.

 

 ? is it really all you have to have

 ? all we have to have

 ? all  I  have to have

 

.

 

.

 

.

 

 

 

شاید واقعا" راه حلی هست؟

 

 

 

 

 

 

~~~~~~~~~~~~~ 

 

 

 

 

 

   " Visionaire "

 

Artist: Tiamat

Album: Wildhoney

Year: 1994

 

 

With a solar knife I split the sky
And walk right in between
 
?"To search the answers to every "why
Where I have seen the unseen

I stole the colour of night
To get out of your sight
I am the Visionaire
Follow me if you dare...

I count the stars in my hands
And dream myself strong
To watch them twinkle on my command
As once a year in midwinter songs

I stole the colour of night
To get out of your sight
I am the Visionaire
Follow me if you dare...

 

 

 

 


+ نگاشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:10  توسط coldplaying | 
 

 

بعد از بستن ِ وبلاگ قبلی ام که هدفم از تاسیسِ آن گفتن از عقاید و افکارم بود, این وبلاگ را زدم و در این ۴ سال _ به جز معدود دفعاتی _ هیچ گاه حرفی از عقایدم نزدم و تنها لحظه های پریشانی و سردرگمی ام  را ثبت کردم .
می دانی, فکر می کنم برای هرکسی که دغدغه های جامعه, تمام ذهنش را مشغول کرده بالاخره روزی این اتفاق می افتد . . .
که چشم هایش را باز می کند و می بیند صدایش بینِ صداهای دیگر گم شده است. و کسی غیر از خودش صدایش را نمی شنود . . .

You just stood there screaming
Fearing no one was listening to you
They say the empty can rattles the most
The sound of your own voice must soothe you
Hearing only what you want to hear
And knowing only what you've heard
You, you're smothered in tragedy
And you're out to save the world

بعد از رسیدن به این لحظه, ادامه دادن به حرف زدن از زخم هایی که به قولِ هادی صداقتِ عزیز روحت را ذره ذره در انزوا [ی همیشگی ات] مثلِ خوره می تراشد و از بین می برد تنها می تواند نشان گر ۲ مساله باشد:

یا این قدر درگیر زدنِ حرف هایت هستی که اصلا" نمی بینی دیگرانی نیستند که درگیرِ شنیدنِ حرف های تو باشند . . .

You still stood there screaming
No one caring about these words you tel

اما وقتی خوب چشم و گوشت را باز کنی می بینی

lMy friend, before your voice is gone
One man's fun is another's hell
These times are sent to try men's souls
But something's wrong with all you see
You, you'll take it on all yourself
Remember, misery loves company

ویا به حرف زدن ادامه می دهی, چون با این کار عذابِ درونی ات را کم می کنی. حالا که دیگران دارند روحِ زخم خورده و در حالِ زجرت را می بینند, تو آنچه در توانت بوده انجام داده ای. اصلا" دیگر چه انتظاری غیر از این می توان از یک نفر داشت؟ یا به "قول"ای:

"از هر کس به اندازه ی توان خویش و به هر کس به اندازه ی  سهم خویش"

 

 

شاید تو همچنان به تخلیه ی افکارت ادامه بدهی. اما من چندین سال است که تصمیم گرفته ام خفه شوم! چرا که

My hell IS the other's fun . . . My friend of misery

 

اعتقاد داری مذهب تریاکِ یک عده ست؟ غافل از اینکه آن"عده"های دیگر هم در غفلت اند. نه با تریاک که با مورفین!
امیدوار و متوسل باشید . . . به قولِ سحر عزیزم وقتی همه ی ما در حالِ سقوط ایم چه فرقی می کند چطور سقوط کنیم؟ یک سری با طناب[ چه فرقی می کند طنابِ مذهب است یا طنابِ غیر از مذهب؟!] ای به دست سقوط می کنند و ما بدونِ هیچ طنابی. به هر حال همه با مغز سقوط می کنیم. تنها یک فرق کوچک وجود دارد . . . آنها در حالِ سقوط زجری نمی کشند و ما تمامِ مسیر زجر می کشیم . . .

اما تو باعث شدی من جدیدا" به مساله ی دیگری پی ببرم و قانونِ جدیدی برای خودم بگذارم! . . . و آن اینکه وقتی به این نتیجه رسیدی که حرف زدن و نزدن فرقی ندارد هیچ وقت به دیگران این مساله را نگو! چرا که به این نتیجه می رسند که تو devil  هستی!!!

گرچه گاهی فکر می کنم اصلا" مهم نیست! چون خیلی وقت است که دیگر "هیچ قضاوتی راجع به خودم" برایم مهم نیست. اگر "انسان دوست" آنهایی هستند که با لبخند زدن به دیگران و یا چهره در هم کشیدن های ظاهری هنگامِ دیدنِ سیه روزی ها "انسان دوست" شده اند,  میلیون ها سالِ سیاه نمی خواهم انسان دوست باشم!
اصلا" کدام "انسان"؟ کدام "انسان" را دوست داشته باشم؟ هان؟
انسانی که هیچ ارزشی برای   ه ی چ   چ ی ز   غیر از "فرد"ِ خودش قایل نیست؟ تو فقط کافی ست یک روز در درمانگاه بنشینی تا ببینی چقدر زیاد اند آدم هایی که هر لحظه ی زندگی شان را با زجر می گذرانند . . . و آنوقت تو از من انتظار داری لبخند بزنم ؟!
می خواهم چیزی را برایت تعریف کنم . . .
نظرت چیست راجع به این که  دختری ۲۲ ساله کیلومتر ها راه آمده برای درمانِ بیماری اش با بد بختی هایی که من و تو از شنیدنشان شاخ در می آوریم,بالاخره توانسته وقت بگیرد و حالا نشسته روی صندلیِ بیمار . . . ناخن هایش به خاطرِ شعله ور شدنِ بیماری اش ملتهب شده و دردی که دارد تنها یک گوشه از دردهای بیشمار این دختر است . . . و آنوقت . . . همه ی همکارانت به جای نگاه کردن به ناخن های بیمار به ناخن های خودشان نگاه می کنند و از بیمار فاصله می گیرند  !  اگر چشم های دختر را می دیدی در جا از زندگی سیر می شدی . . .
و این  همکارانِ عزیز همان "انسان"هایی هستند که تو می گویی دوستشان داشته باشم!
انسان انسان انسان! انسان ها را تو تعریف نمی کنی! انسان ها همین هایی هستند که داری با آنها زندگی می کنی! یعنی دیــوس هایی که جز قدرت چیزی برایشان معنایی ندارد! یا کثافت هایی که تنها یک لذت را می شناسند و با دیدنِ پول سیخ می کنند!
و به من نگو چند درصدِ مردم دنیا دارند از گرسنگی می میرند . . . من اینها را از بهر ام . . . اما اتفاقا" می دانی فـ.ـاکِ دردناکِ ماجرا کجاست؟ این که اگر جای آدم های ۲ طبقه را با هم عوض کنی هیچ فرقی در کلِ قضیه حاصل نمی شود. باز هم یک فلان درصدی آن پایین هستند و یک بهمان درصدی آن بالا . . . چرا؟ چون کثیف بودن جزو ذاتِ انسان است و همان فلان درصد هم "کمالِ هم نشینی" درشان اثر خواهد کرد!  و تو باز هم به من بگو انساندوست باش. . .
.
.
.
و تنها کسی که آن روز در درمانگاه چشمانش پر از اشک شد ـــ نه فقط از دیدنِ وضعِ اسف بارِ بیمار که از دیدنِ چهره ی همکارانِ "انسان دوست" ام ـــ من بودم. من ِ devil , همدمِ سیه روزیِ من !

 

 

 

تو در کنارِ پنجره
نشسته ای به ماتمِ درخت ها
که شانه های لخت شان , خمیده زیر پای برف

من از میانِ قطره های گرم اشک
ــ که بر خطوطِ بی قرار ِ روزنامه می چکد ــ
من از فراز کوه های سر سپید و ,
                            کوره راه های نا پدید

نگاه می کنم به پاره پاره های تن , 
                      به لخته لخته های خون
که خفته در سکوتِ دره های ژرف .

درخت های خسته گوش می دهند
به ضجه مویه های باد
        ــ که خشمِ سرخِ برف را هوار می زند. ـــ
من و تو زار می زنیم
               درونِ قلب هایمان
                           به جای حرف . . .

 

  به جای حرف . . .

 

 به جای حرف . . .

 

 به جای حرف . . .

 

 

 

 

 

+ نگاشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 19:56  توسط coldplaying | 

 

 

بشـــنو از نی چون حکایت می کند
وز جــــــدایـــی ها شکایت می کند

 

از نــــیستان چون مـــرا ببـریده اند
در نــــــفیرم مرد و زن نــالـیده اند

 

سینه خواهم شرحه شرحه از فراغ
تا بـــــگویم شـــــــرح ِ دردِ اشتیاق

 

هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش
بـــاز جـوید روزگار ِ وصـــل ِ خویش

 

مـــــن به هـر جمــعـیتی نـالان شـــدم
جـفتِ خــوش حالان و بــدحالان شدم

 

هر کــسی از ظنّ ِ خود شد یـار ِ من
وز درون ِ من نجست اســــرار ِ من

 

آتش است این بانگِ نای و نیست باد
هــر که این آتش ندارد , نـــیست باد

 

در غــــم ِ ما روزها بی گـــــاه شـد
روزهــــا با سوزهــــا هـــمـراه شد

 

 

 

 

 

~~~~~~~~~~~~~ 

 

  

 

 

" No turning back "

 

 

 


No turning back 
I will fall
No-one can catch me
I'll break my own bones
My soul is ruined can't you see
I'm dead like a stone
Living dead as they say
Show me how to live
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
Watch me now
And how I'm sliding down
Into the stream of eternity
Someday
You will follow
You'll fall like I do
 !Like I do now
Can't find a thing that I could respect inside me
My innocence was too fragile
It withered away

I don't want to paint life in rosy colours
No turning back
How sad... it is not what I wanted

No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)

No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
No... still you can't save me
(Even you can't stop me)
 No... still you can't save me
(Even you can't stop me)

 

 

 

Artist: To/Die/For

Album: IV

Year: 2005

 

 

 

 

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 18:23  توسط coldplaying | 
 

خب راستش , داشتم فکر می کردم که بهت بگویم :

" متاسفم که نمی توانم لبخند بزنم!"

اما نگفتم .

 

 

خب راستش , آخر اصلا" متاسف نبودم . . .

 

 

 

 

 

+ نگاشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:5  توسط coldplaying | 

 

 

we bled all we had
wouldn't like to bleed again
we have suffered too much
wouldn't like to suffer anymore
there is no hope in our souls
only cold chilling our bones
ones with misery
ruining life forevermore

 

راه حل؟

راه حل؟

راه حل؟

 

despair has a hold of us
another day to fade away
through all those painful ways
into hearth of misery
and season of gloominess
has arrived for eternity
all what is left is pain
ruining life forevermore

 

نیست .

نیست .

نیست .

 


we are crying in despair
our candle melts away
flame of hate burns out the air
we are slowly dying


 

 

our candles melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away

our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away

our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away
our candle melts away

 

 

راهِ حلی نیست

 

 

 

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:6  توسط coldplaying | 

 

می دانی چگونه تو را می کُـشم؟

با کشیدنِ خطی بزرگ

بر روی

هر آنچه بینمان بود

و

هر آنچه بینمان نبود ;

در ذهنم .

 

 

پ.ن.: کاش می توانستم.

 

 

 

 

~~~~~~~~~~~~~

 

 

 

 

"What Have You Done"

 

 


 ?Would you mind if I hurt you
Understand that I need to
Wish that I had other choices
Than to hurt the one I love

 ?What have you done now

I know I'd better stop trying
You know that there's no denying
I won't show mercy on you now

I know I should stop believing
I know that there's no retrieving
It's over now
?What have you done


?What have you done now


I, I've been waiting for someone like you
But now you are slipping away... oh
 ?What have you done now
 ?Why? Why does Fate make us suffer
There's a curse between us
Between me and you

What have you done now

 ?Would you mind if I killed you
 ?Would you mind if I tried to

Cause you have turned into my worst enemy

You carry hate that I don't feel
It's over now
 ?What have you done

 ?What have you done now

 

 

Artist: Within Temptation

Album: The Heart of Everything

Year: 2007

 

 

 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 3:14  توسط coldplaying | 
 
خانه
پست الکترونیک
آرشیو
معرفی


هذیان هایم را می نویسم .

می گویند می نویسیم برای به یاد داشتن .

من می نویسم برای از یاد بردن .

(نوشته ها و قطعاتی که از من نیستند , همراه نام نویسنده آورده ام)


پیوندهای موقت
Placebo
RADIOHEADing#2
RADIOHEADing
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
دوستان ِ هم راه
متـــین mY LIttLE gOtHIc gIrL
محمد mY LittLe GoOotH BoY
نـســا My liTTle GOTHic Girl
JjUuSsSsTtT EeNnjJOoyYy
ســــــــــــحر خــــــــــــالـی
تو را من چــشم در راهـــم
حرف های نه چندان مــهم
BLACK FIRE CHILDREN
سکـــــــوت دیــوانه وار
پـری سـای خســته
مســیـح علی نژاد
خورشـید خـانوم
Mon Little Mo
Iranian Idiot
Vitaly Lenny
نیمـا اکبر پور
استـامینوفن
godeatgod
Jared Leto
Chainsaw
Asalgisoo
صبح دیگر
ستـــاره
سپـــنتا
شــراره
مهسا
2way
روژان
Whispering Gloom
Ħ.Ξ.Я
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان