تبليغاتX
خزعبلات من و خودم
واقعا ارزششو داره؟ آها...باشه...بهش فکر نکن...اوهوم...معلومه که بهترین راهه

 

 (توضیح: قسمت های سفید گفتگوی دو شخصیت( ــ و **) و قسمت های بنفش افکار ِ شخصیت ِ اول( ــ ) است.  داستان از زاویه ی دیدِ یکی از شخصیت هاست(شخصیتِ اول))

ــ ســــــــــــــلام عزیـــــــــــــزم   چقد تو بغل توهمه چی خوبه . . همه چی قشنگه . . .هیچ مشکلی حل نشدنی نیست . . . چطـــــــــــوری؟ بالاخره پیدام کردی . . .

** سلام , مرسی . آره , بالاخره .  برای اولین باره که دستای من از دستای تو گرم تره. . .

ــ چقد هوا سرده ! دماغشو نیگا !  لبخندت واسه من همه چیه. . .

** هـــــــــــــــــــــــی خودتو مسخره کن , دستمالام تموم شدن!

ــ بیا اینو بگیر , اینقد دماغتو نکش بالا , چه خبر ؟

** خبری جز یخبندون مگه می شه که باشه! تو سردت نیست با این لباس؟!!!

ــ تو هنوز منو نمی شناسی؟ در ضمن , الان همین هم زیادیه! من گرممه !چشات گرد می شه . هاه...خودت باید الان قیافه ی خودتو ببینی! چون تو پیشمی! برای نیم ثانیه ابروهات می ره بالا ,فکت می یاد پایین . . . بعد همه ی ایناجاشو دوباره می ده به همون لبخند . . . لبخندِ تو

** بـــــد جــــــــــــــــنس!

ــ هــــــی مگه من چی گفتم که می زنی؟

** بدجنس , بدجــــنس . . . ولی یه چیزی بپوش سرما می خوری آخه.

ــ نه عزیز دلم , تو که می دونی من هنوز اینقد نازنازی نشدم که دم به دیقه مثل بعـــــــــــــــــضی ها سرما بخو . . . اِ بابا نزن

** حالا به من می گی نازنازی , خودتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

ــ اِ . . . بابا من تو رو همین جوری نازنازی دوس دارم

** نخیر! تو به من گفتی نازنازی! من نازنازی نیستم!

ــ هستـــــــــــی

** نیستــــــــــــــــم

ــ تو هر چی هم بگی من باز می گم هستی!

** منم باهات قهر می کنم . . .

حالا مثلا" بهم نیگا نمی کنی!!! باشه! حالا نشونت می دم!

ــ تا وقتی که تو قهرات این جوری بهم لبخند می زنی . . . هر چقد می خوای قهر باش !   دوباره فکت می افته! قاه قاه می خندی و باز شروع می کنی منو می زنی . . .

 هـــــــــــــــــــــــــــــی!!! هیچ می دونی چقد امروز منو زدی ؟!!! الان همه ی تنم کبوده . . .

** حقته !!! تا دیگه به من نگی نازنازی ! الان بهترین موقع س واسه ی . . . یه ماچِ گنده ! بدجنـــــــس !

ــ اصلا" یه قرار می ذاریم . . . یادت می ره باهام قهری و راس راس تو چشام نیگا می کنی. . . به زور جلوی خنده مو می گیرم که به قیافه ت که گیج و حیرون منو نیگا می کنه نخندم!من دیگه به تو نمی گم نازنازی , تو هم دیگه به من نمی گی بدجنس!

یه چشم غره بهم می ری و سرتو تکون می دی یعنی باشه!

نمی دونم شاید تو هم مثل من "واقعا" "از جدا شدن ناراحتی . . . نمی دونم . . .اما می بینم که چطور فضا سنگین می شه. . . و هـــــــــــی. . . نمی دونم چطوراما . . . انگار بغض کردی؟!!!

چند دیقه سکوت . . . در واقع سکوتِ من و تو . . . وگرنه ازاین موزیکی که داره روحمو تیکه می کنه گرفته تا بقیه ی دنیا, هیچ کدوم . . . هیچ کدوم سکوتِ ما رو نمی شنون . . . سکوت برام به معنی خاکسپار یه. . . و این بار سکوتِ قبل از به خاک سپاریِ دیدارِ این دفعه مون . . .و گاهی لبخند زدن ـــ حتی برای وانمود کردن ـــ غیر ممکن می شه . . .

اما تو هنوز با منی. . . برای این فکرا تا صبح وقت دارم . . . اما برای با تو بودن . . .تنها چند دیقه . . .

ــ وای من از پیدا کردنِ راه متنفرم! حالا من از کجا باید برگردم؟

** از اینجا می ری , می ری تا می رس

ــ من تا حالا از اینجا نرفتم . . . فاک,یعنی تو باهام نمیای راهو نشونم بدی؟. . . من چرا همیشه تو پیدا کردنِ مسیرا خنگم؟!!!

** تو برو من بهت می گم.

ــ آخیش! چقد خوبه آدم خودش لازم نباشه راهو پیدا کنه! فک نکنم هیچ وقت هیچ آدرسی رو مثلِ آدم بتونم پیدا کنم! آخرش یه روز گم می شم و . . . دیگه پیدا نمی شم! چرا به تو می گم ؟!!! برای تو که مهم نیست. . .

** نه بابا , گم شدن نداره که , بیا برات بگم . . .  ای بابا مهم نیست! چیو داری به من یاد می دی؟!!! مگه نمی بینی حالا که باهامی دیگه هیچی مهم نیست؟ای بابا! ول کن نیستیا! باشه بابا بگو . . . فقط آخرش نپرس چی گفتی که . . .من الان وقت ندارم به این چیزای بی اهمیتی که می گی گوش بدم. . .این خیابون روبرویی رو می بینی؟ همینو می ری تا برسی به خیابون هفتم و

ــ خب که چی . . . داریم می ریم دیگه . . .

** ok?

ــ اوهوم . . . تو چی؟!!!

** من ؟ من باید بر . . . گوش می کردی من چی می گفتم؟!!!

ــ فاااااااااک من باید ازت متنفر باشم . . .  خب پس . . . تو بر می گردی؟!؟!؟ اون طوری به من پوزخند نزن . . . تو هیچی نمی فهمی . . .

** آره عزیزم

ــ راستی امتحان چطور بود؟

** خوب بود! فک کنم دعای تو باعث شد خوب بدم!

ــ هه هه دعای من؟!!! البته آره شاید چون واسه کس ِ دیگه ای دعا کردم , خدا گوشش باز شده! راستی . . . مرسی . . . که . . . اومدی. . . چرا برای همیشه این طوری بغلم نمی کنی تا هیچ وقت لبخند از رو لبام نره؟. . .

** خواهش می کنم گوگولی ِ خوشگل ِ من . . . کِی می بینمت؟

ــ هفته ی دیگه , سه شنبه. اگه قراره این طوری باشه ,کاشکی دیگه. . . دیگه هیچ وقت نبینمت . . . فاک یو . . . چرا بقیه ی راهو باهام نمیای؟ تو هیچی نمی فهمی . . .  این یه هفته بچه ی خوبی باشی ها! نشنوم دوباره کسی . . .   شکل گرفتن ِ لبخند روی صورتت رو , زیرِ صورت خودم حس می کنم . . . خیلی می خوام این لبخندتو ببینم . . . اما به جدا شدن ازت نمی ارزه . لبخندت محو می شه و جاشو با یه ماچ عوض می کنه . . .اخم می کنم!   فقط یکی؟!!! یه هفته نمی بینـَ . . .   

. . . : . می خوام این لحظه بشه همه ی زندگیم . : . . . . . . خیلی دوسِت دارم! خیلی دوسِت دارم , خیلی. . . اما مثل اینکه این جمله رو فقط ذهنم بلده بگه , نه زبونم . . . می خوام اینجا بخوابم . . . و دیگه بیدار نشم . . . اما یه بوسه ی دیگه از تو بهم می گه که نمی شه. . . و ازت جدا می شم . . .گرمای اشکام می خواد گرمای رفته ی وجودِ تو رو جبران کنه. . . اجازه نمی دم ! اجازه نمی دم! نمی ذارم حتی یه قطره شو ببینی. . .نمی ذارم لبخندم از رو لبام بره . . .  خب . . . ببین چقد امروز الافت کردم ! خیلی خسته ای, برو نه یه روز ِ سیر واسه خودت بخواب عزیزم . . . نه! نرو! هر کاری می خوای بکنی بکن فقط نرو . . .آخه چرا . . . چرا فقط من تو رو دوس دارم . . .

** نه بابا , دلم واست تنگ شده بود. هه. . .  دیگه نگو ! حتی یه کلمه ! دروغگــــــــــــو!

ــ خدافظ . . . فــــــــاک  می بینمت . . . فاک,  فـــــــاک

** بای بای ! مواظبِ خودت باش . . .

ــ ok. . . هستم. . . محض رضای خدا . . .آخه تو باید مواظبِ من باشی . . . ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت . . . ای کاش. . .

 

><><><><><><><

 

Come on fallen star
I refuse to let you die

Cause it's wrong
And I've been waitin far too long
And it's wrong
I've been waitin far too long
For you to be
Be
Be
Be

Be mine
For you to be mine
Be mine
For you to be mine

+ نگاشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:24  توسط coldplaying | 
 

گاهی هم آدم نمی مونه

که بره یا بمونه

اما مجـبـــــــــــــــــــوره که بمونه

 

<><><><><><><><>

 

"Comfortably Numb"

 

Hello,
Is there anybody in there
Just nod if you can hear me
Is there anyone at home
Come on now
I hear you're feeling down
I can ease your pain
And get you on your feet again
Relax
I'll need some information first
Just the basic facts
Can you show me where it hurts

There is no pain, you are receding
A distant ship smoke on the horizon
You are coming through in waves
Your lips move but I can't hear what you're saying
When I was a child I had a fever
My hands felt just like two balloons
Now I've got that feeling once again
I can't explain, you would not understand
This is not how I am
I have become comfortably numb

O.K.
Just a little pin prick
There'll be no more aaaaaaaah!
But you may feel a little sick
Can you stand up?
I do belive it's working, good
That'll keep you going through the show
Come on it's time to go

There is no pain you are receding
A distant ship smoke on the horizon
You are only coming through in waves
Your lips move but I can't hear what you're saying
When I was a child
I caught a fleeting glimpse
Out of the corner of my eye
I turned to look but it was gone
I cannot put my finger on it now
The child is grown
The dream is gone
And I have become
Comfortably numb

 

Artist:Pink Floyd

Album:The Wall

Year:1979

+ نگاشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 20:9  توسط coldplaying | 

 

گاهی آدم می مونه

که اعتراض کنه یا نه

که بجنگه یا نه

که امیدی به اصلاح داشته باشه یا نه

که انگشتِ وسطشو به این جامعه,

که خیلی وقته انگشتِ وسطشو نشون داده , نشون بده یا نه

 

گاهی آدم می مونه

که بره یا بمونه

 

 

<><><><><><><><>

 

Prophets Of War

 

Music: Dream Theater

Lyrics: James LaBrie

 


It burns deep down inside of me,
We have ourselves to blame.
Not questioning, accepted as the truth.

Debate this fight it's just cause
The facts do not support theirs
To liberate a people
And rid them of tyrant rule

Is it time to make a change?
Are we closer than before?
Can we help them break away?
Are we profiting from war?

It's time to make a change.

Intrigued
Got your attention - deceived
Since the inception - our brave
Fight for what reason

Compelled
Can we clean up this mess?
The loss of loved ones
A perverse request
They continue the same rhetoric
These derelicts that profit
Win or lose

Is it time to make a change?
Are we closer than before?
Can we help them break away?
Are we profiting from war?
It's time to make a change

Time for change
Fight the fear
Find the truth
Time for change

The only thing
That I believe
Will help us see this through is faith.
Pray they will forgive,
Forgive our arrogance,
So we can make it right,
Right what they have wronged.

See you sweat
Unexpected, controversial
Get used to it
Things are gonna get personal
Your sympathy
A pitiful display you stutter
Your empathy
Means nothing if there is no honor
Responsible
Of this you are incapable
We implicate
Incriminate - Exacerbate - Too much at stake

Our Fathers, Mothers
Sisters, Brothers
Sons and Daughters
Forced
Perpetuating their ideals
A mindless act
To stay the course

Is it time to make a change?
Are we closer than before?
Can we help them break away?
Are we profiting from war?

Is it time to make a change?
Are we closer than before?
Can we help them break away?
Are we profiting from war?
Is it time to make a change?
A change from what it's been
Can we help them break away?
Is our patience wearing thin?
It's time to make a change

Time for change
Fight the fear
Find the truth
Time for change

+ نگاشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:42  توسط coldplaying | 

 

 

Song To Say Goodbye

 

Artist:Placebo

Album:Meds

Year:2006 

 

You are one of God's mistakes
You crying, tragic waste of skin
I'm well aware of how it aches
And you still won't let me in
Now I'm breaking down your door
To try and save your swollen face
Though I don't like you anymore
You lying, trying waste of space

Before our innocence was lost
You were always one of those
Blessed with lucky sevens
And the voice that made me cry

My, oh my

You were mother nature's son
Someone to whom I could relate
Your needle and your damage done
Remains a sordid twist of fate
Now I'm trying to wake you up
To pull you from the liquid sky
'Cause if I don't we'll both end up
With just your song to say goodbye

My, oh my
A song to say goodbye
A song to say goodbye
A song to say
Before our innocence was lost
You were always one of those
Blessed with lucky sevens
And the voice that made me cry

It's a song to say goodbye

 

 <><><><><><><><>

 

تو یکی از اشتباهاتِ خدا هستی

موجودِ بی مصرفی که جز گریه و ناله نمی تونه کاری بکنه

من خیلی خوب می فهمم که چقدر سخت و دردناکه

اما تو هنوز هم منو قبول نمی کنی و از خودت می رونی

می بینی که من خودمو وقفِ تو کردم

تنها برای اینکه تو رو از این منجلاب بیرون بکشم

(برداشتِ دیگه:

من دیگه از اینکه برای محافظت از تو و نجاتِ تو تلاش کنم

خسته

و راستش ناامید شدم)

با اینکه دیگه بهت علاقه ای ندارم

به توی دروغگو که بیهوده داری تلاش می کنی

 

قبل از اینکه پاکی و معصومیتِ بین ِ ما برای همیشه از دست بره

تو همیشه بهترین ها رو داشتی

(همیشه خیلی خوش شانس بودی)

و فقط صدای تو کافی بود برای اینکه اشکِ من دربیاد

 

آه خدای من

 

تو فرزندِ مامِ زمین بودی*

(می تونستی همه چیز و همه کس رو تحت تاثیر قرار بدی)

و من کاملا" باهات رابطه برقرار می کردم

اما حالا تو همه چی رو بر باد دادی**

و حالا جز این تقدیر ِ پست چیزی باقی نمونده

من دارم سعی می کنم تو رو از این خوابِ غفلت بیدار کنم

و تو رو از آسمونِ صافِ (رؤیای) گول زننده ت بیرون بکشم

(تو رو از جهنمی که با خوش خیالی فکر می کنی بهشته ,

بیرون بیارم و نشونت بدم

که داری راهو اشتباه می ری

(می تونه اشاره به مخدر یا هر چیز ِ self destructive ِ دیگه باشه))

چون اگه من این کارو نکنم ,

ما هر دو باید با همه چی وداع کنیم . . .

 

آه خدایا

این ترانه ایه برای اینکه بهت بگم خدانگهدار

برای اینکه بگم خدانگهدار

ترانه ای برای اینکه بگم

قبل از اینکه معصومیت بین ِ ما برای همیشه گم بشه

تو همیشه بهترین ها رو داشتی

و تنها صدای تو منو به گریه می انداخت

 

این ترانه ایه برای وداع

 

 

         * Mother Nature's Son  می تواند اشاره به ترانه ای به همین نام از آلبومِ The White Album  از The Beatles باشد .

         ** Your needle and your damage done به احتمالِ خیلی زیاد اشاره به  ترانه ی Needle And The Damage Done از Neil Young دارد.

 

<><><><><><><><>

 

        ----> برداشتِ شخصی ِ من از شعر:

       او راهی تخریبی در زندگی در پیش گرفته و  تبدیل به فردی بی مصرف و ترحم برانگیز شده است.به خود می نگرد که چه گونه این اشتباه (هر گونه self destructive lifestyle ) باعث شده خیلی چیزها  برباد برود و او را مانندِ انسانی دردمند و تراژیک باقی بگذارد. پس ترانه ای می سراید برای وداع با این پرسونا از شخصیتش(که او را از خودِ واقعی و بالقوه اش دور کرده). . .

      به خود(خودی که می خواهد برای همیشه آن را کنار بگذارد) می گوید:"من کاملا" می فهمم که تو خیلی رنج کشیدی,اما اینا باید تموم شه.من هر کاری کردم که تو رو نجات بدم اما تو همیشه منو پس زدی.تو بهترینا رو داشتی ــ حتی شانس هم با تو همراه بود ــ ولی الان یه نگا به خودت بنداز. . . من باید تو رو بذارم کنار . . . چون اگه این کارو نکنم,منم باید مثل ِ تو همه چیو از دست بدم . . . پس . . . خدانگهدار . . . "

      به نظر من این ترانه ورژنِ غم انگیز تر و صدالبته شاعرانه تری از Commercial for Levi است. در هر دو شعر,اشاره به لزوم ِ ترک عادتهای self destructive را به وضوح میبینیم!                                                                                                    و اما تفاوت این دو : در Commercial for Levi یک فرد سعی در نجاتِ فرد دیگری دارد. اما در اینجا کشمکش ِ دو پرسونا در یک شخص را می بینیم و این که او سعی در حفظِ زندگی ِ خودش دارد (we'll both end up with just your song to say goodbye ---> اگر سراینده قصدِ نجاتِ فرد دیگری را داشت این بخش باید you'll end up می بود) 

     

 <><><><><><><><>

      خب دوستای عزیز ِ من ,خیلی دوست دارم شما هم برداشتهاتون رو از این شعر ِ سراسر احساس ِ براین مولکو ی عزیزمون بگین. 

+ نگاشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 19:54  توسط coldplaying | 

 

 

I'm unclean ,a libertine
and every time you vent your spleen
I seem to lose the power of speech
Your slipping slowly from my reach,you
grow me like an evergreen
You never see the lonely me at all

I....Take the plan ,spin it sideways
I....Fall
Without you ,I'm nothing
Without you ,I'm nothing
Without you ,I'm nothing
Take the plan ,spin it sideways
Without you ,I'm nothing at all

 

><><><><><><><

 

آره من گناهکارم

گناهکار و ناپاک

و هر وقت که تو از من عصبانی می شی و

سرم داد می کشی ,

انگار تمام ِ توان ِ حرف زدن ازم گرفته می شه

و تو . . .

دارم تو رو ذره ذره از دست می دم

تو وجودمو طوری سیراب می کنی ,

که من حس می کنم با تو جاودانم

(تو برای من مثل ِ آبی هستی که

وقتی به پای من ریخته می شی ,

منو مثل ِ یه درختِ همیشه سبز می رویانی)

وتو هیچ وقت من ِ تنها رو نمی بینی

من . . .

می دونم که چی داره می شه

ولی نمی خوام ! نمی خوام ! همه چی رو می زنم کنار

من . . .

می افتم (ضعف و سستی م منو شکست می ده

و منو زمین می زنه)

بدون ِ تو من هیچ ام

بدون ِ تو من هیچ ام

می فهمی چی می گم . . . این وضع رو عوض کن

تو که می دونی

.

.

. 

بدون ِ تو . . . من هیچ ام

+ نگاشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:9  توسط coldplaying | 

 

زندگی آتشگهی دیرنده پا بر جاست

گر بیفروزیش رقص ِ شعله اش در هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

 

       "سیاوش کســـرایی"

 

><><><<><><><><><><><><

 

My soul is painted like the wings of butterflies,
Fairy tales of yesterday, will grow but never die,
I can fly, my friends!

The Show must go on!
The Show must go on!
I'll face it with a grin!
I'm never giving in!
On with the show
!

+ نگاشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:58  توسط coldplaying | 
 

     لحظاتی

     که سراسر هیچ اند

     سرشار از هیچ احساسی

     نه شادی

     نه غم

     نه عصبانیت

     نه نفرت

     نه عشق ـــ نه حتی دوست داشتنی ساده ـــ

     کرخت ِ کرخت

     بی هیچ احساسی

     چه به خود

     چه به دیگران

 

                             من در آن لحظه ام ــ گویی تا ابد ــ

+ نگاشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 2:3  توسط coldplaying | 

 

     دیشب دوباره آمده بودی به خواب من

     دیدار خوب تو

     تا کوچه های کودکی ام برد پا به پا

     شاد و شکفته ما

     فارغ ز هست و نیست

     در کوچه باغ ها

     سرخوش ز عطر و بوی نسیمی که می وزد . . .

     یک لحظه دست تو

     از دست من رها شد و

     .

     .

     .  

     خواب از سرم پرید

 

 

      "سیاوش کسرایی"

 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 0:22  توسط coldplaying | 

 

"زندگی یعنی جنگیدن"

واقعا"

زندگی یعنی جنگیدن

+ نگاشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:8  توسط coldplaying | 

 

و اون شب

تو عمق ِ عمق ِ  تاریکی ِ خودم و آسمون

دیدم

که نیستم . . .

تنها ارتباطم

این تن بود

که با یه حرکت می تونست تبدیل به یه لاشه شه . . .

 

><><><><><><><><><><

 

We held hands on the last night on earth. Our mouths filled with dust, we kissed in the fields and under trees, screaming like dogs, bleeding dark into the leaves. It was empty on the edge of town but we knew everyone floated along the bottom of the river. So we walked through the waste where the road curved into the sea and the shattered seasons lay, and the bitter smell of burning was on you like a disease. In our cancer of passion you said, "Death is a midnight runner." The sky had come crashing down like the news of an intimate suicide. We picked up the shards and formed them into shapes of stars that wore like an antique wedding dress. The echoes of the past broke the hearts of the unborn as the ferris wheel silently slowed to a stop. The few insects skittered away in hopes of a better pastime. I kissed you at the apex of the maelstrom and asked if you would accompany me in a quick fall, but you made me realize that my ticket wasn't good for two. I rode alone. You said, "The cinders are falling like snow." There is poetry in despair, and we sang with unrivaled beauty, bitter elegies of savagery and eloquence. Of blue and grey. Strange, we ran down desperate streets and carved our names in the flesh of the city. The sun has stagnated somewhere beyond the rim of the horizon and the darkness is a mystery of curves and lines. Still, we lay under the emptiness and drifted slowly outward, and somewhere in the wilderness we found salvation scratched into the earth like a message

 

><><><><><><><><><><

 

I cannot leave here, I cannot stay
Forever haunted, more than afraid
Asphyxiate on words I would say
I'm drawn to a blackened sky as I turn blue

I cannot stay here, I cannot leave
Just like all I loved, I'm make believe
Imagined heart, I disappear
Seems... no one will appear here and make me real


I'd tell you how it haunts me
Cuts through my day and sinks into my dreams
You don't care that it haunts me

There are no flowers, no, not this time
There will be no angels gracing the lines, just these stark words I find
I'd show a smile but I'm too weak
I'd share with you, could I only speak, just how much this hurts me
Just how much this hurts me
Just how much you

.

.

.


 

+ نگاشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 0:25  توسط coldplaying | 
 

مساله اینه که

هیچ کدوم از اینا

هیچ موزیکی

هیچ سازی

هیچ کتابی

هیچ زیبایی ای

هیچ لذتی

 

هیچ واقعیت ای رو تغییر نمی ده

 

I can remember... dreamt them so vividly
Soft creatures draped in white, light kisses gracing me
I can remember when I first realized
Dreams were the only place to see them

While I waited I was wasting away
While I waited I was wasting away
While I waited I was wasting away
Hope was wasting away
Faith was wasting away
I was wasting away

I never, never wanted this
I always wanted to believe

I never, never wanted this
How could I have become
I never, never wanted this
But from the start I'd been deceived
I never, never wanted this
How could I have become

+ نگاشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 3:38  توسط coldplaying | 
 

اثر بعضی شعرا چندین و چند برابر می شه , وقتی که

 

تنها

تو غروبِ

سردِ

پاییز

گوششون می دی . . .

 

طوری که فکر می کنی انگار تا حالا اون آهنگو نشنیده بودی

+ نگاشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 3:5  توسط coldplaying | 
 
خانه
پست الکترونیک
آرشیو
معرفی


هذیان هایم را می نویسم .

می گویند می نویسیم برای به یاد داشتن .

من می نویسم برای از یاد بردن .

(نوشته ها و قطعاتی که از من نیستند , همراه نام نویسنده آورده ام)


پیوندهای موقت
Placebo
RADIOHEADing#2
RADIOHEADing
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
دوستان ِ هم راه
متـــین mY LIttLE gOtHIc gIrL
محمد mY LittLe GoOotH BoY
نـســا My liTTle GOTHic Girl
JjUuSsSsTtT EeNnjJOoyYy
ســــــــــــحر خــــــــــــالـی
تو را من چــشم در راهـــم
حرف های نه چندان مــهم
Evanescence-Arghavan
BLACK FIRE CHILDREN
سکـــــــوت دیــوانه وار
پـری سـای خســته
مســیـح علی نژاد
خورشـید خـانوم
Mon Little Mo
Iranian Idiot
Vitaly Lenny
نیمـا اکبر پور
استـامینوفن
godeatgod
Jared Leto
Chainsaw
Asalgisoo
صبح دیگر
ستـــاره
سپـــنتا
شــراره
Ħ.Ξ.Я
2way
روژان
Whispering Gloom
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان